تبلیغات
خداشناسی
خداشناسی


امام صادق

در وفیات و موالید اهل بیت علیهم السلام تنها به بعضی از زوایای زندگی آن بزرگواران توجه می شود كه اكتفا به آن موارد شایسته نیست. به طور مثال سال ولادت و شهادت ، نام مادر ، سن ، محل تولد و شهادت ، مدت امامت ، كیفیت شهادت كه همه این موارد علی رغم اهمیتی كه دارند نقطه اصلی و محوری زندگانی اهل بیت علیهم السلام نیستند تا ما تمام توجه خود را به این موارد منحصر نماییم. بلكه آنچه نقطه اصلی و محوری را تشكیل می دهد میراث گرانبهای علمی و عملی است كه آن بزرگواران برای ما به ارمغان آورده اند.

بررسی سیره عملی آنان در تعامل با خانواده ، اطرافیان ، همسایگان ، دوستان ، دشمنان و به طور كلی جامعه و حتی نحوه برخورد آنان با طبیعت و محیط زیست و نحوه رفتارشان با حیوانات و اموری از این قبیل و از همه این ها بالاتر تعالیم فقهی و اخلاقیشان و بالاتر از این ، تعالیم توحیدی و معرفتی آنان و بالاتر از این توسل و توجه قلبی به مقام منیع و شامخ این آسمانیان ، همه اموری هستند كه ما شیعیان به جدّ باید به دنبال آن باشیم و خود را از این انوار الهی محروم نسازیم !

ایام میلاد با سعادت امام صادق علیه السلام كه رئیس مذهبند، تقارن پیدا نموده با میلاد نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله كه خالی از اسرار نیست و از آن می توان به تقارن نیرین تعبیر نمود.

این تقارن میمون و مبارك فرصت مناسبی است تا به تأمل در مورد بعضی از امور پرداخته شود چه این كه بدرستی این ایام به ایام وحدت نیز موسوم است ، امری كه حیاتی ترین احتیاج امت اسلامی را در روزهایی كه در آن به سر می بریم را تشكیل می دهد.

دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای مسلمانان خصوصا دشمنان شیعه با طرحها و برنامه های بسیار پیچیده به دنبال عملی ساختن طرحهای خود در كشور سوریه و عراق هستند كه بیداری مضاعف عموم مسلملنان و علی الخصوص شیعیان را می طلبد.

اگر امام صادق علیه السلام در زمان ما می زیستند چه دستوری برای ما مسلمانان در رابطه با این چنین توطئه های شومی ارائه می دادند!! لازم نیست چنین فرضی كنیم چرا كه امام صادق علیه السلام با علم امامت خود چنین روز دنیای اسلام را مشاهده می كردند كه فرمودند :

ما شیعیان نیز باید مواظب باشیم تا مبادا همان طور كه وهابیت به اسم توحید به دنیای استكبار خدمت های شایانی را ارائه می دهد ما نیز به اسم تولی و تبری افعالی را مرتكب شویم كه همان نتیجه ای را كه استكبار جهانی از رفتار وهابیت صید می نماید از رفتار ما نیز بدست بیاورد !!

به عیادت مریض های اهل تسنن بروید !

امانت آنها را ادا كنید!

به نفع آنان در دادگاه شهادت دهید!

در تشییع جنازه مردگان آنها حضور پیدا كنید !

در مساجد آنها نماز بگذارید !

تا بگویند كه فلانی جعفری است (1) بگویند فلانی شیعی است (2) كه این گونه عمل می كند و این من را خوشنود می‌سازد !

پس با این توصیف بعد از قرآن و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله، امام صادق علیه السلام را به حقیقت می توان اولین منادی وحدت نامید. چرا كه برای همدلی بین مسلمانان فرمودند :

« من صلی معهم فی الصف الأول كان كمن صلی خلف رسول الله » (3) .

یعنی كسی كه به همراه برادران اهل تسنن در صف اول نماز جماعت شركت كند مانند كسی است كه پشت سر رسول خدا صلی الله علیه وآله نماز خوانده و به او اقتدا كرده باشد !

حال مقایسه ای كنیم بین این فرمایشات امام صادق علیه السلام و فتاوای وهابیت تكفیری و سلفی كه خون مسلمین بی گناه را از زن و كودك گرفته تا پیر جوان در عراق و پاكستان و سوریه ، مباح می شمرند و كارهای خود را به قرآن نسبت می‌دهند و قرآن را به زیباترین شكل به زیور طبع مزین می سازند و خود را به عنوان نماینده دنیای اسلام به جهانیان معرفی می نمایند ، تا ببینیم كدام با قرآن مطابقت دارد !!

قرآن كریم می فرماید:

« واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا » (4) .

« إنما المۆمنون إخوة » (5) .

« من الذین فرقوا دینهم شیعا كل حزب بما لدیهم فرحون » (5) .

« ولا تقولوا لمن ألقی إلیكم السلام لست مۆمنا تبتغون عرض الحیاة الدنیا » (6) .

تبری نه تنها با وحدت منافات ندارد بلكه باعث استحكام آن و مۆید آن نیز می باشد چرا كه تبری به معنی بیزاری جستن از دشمنان اهل بیت علیهم السلام است یا همان اظهار برائت می باشد كه بارزترین مصداق دشمنان اهل بیت علیهم السلام در دنیای امروز امریكای جهانخوار و صهیونسم خبیث می باشند كه حتی بسیاری از مسلمین غیر شیعه نیز امروز آن را انجام می دهند

ما شیعیان نیز باید مواظب باشیم تا مبادا همان طور كه وهابیت به اسم توحید به دنیای استكبار خدمت های شایانی را ارائه می دهد ما نیز به اسم تولی و تبری افعالی را مرتكب شویم كه همان نتیجه ای را كه استكبار جهانی از رفتار وهابیت صید می نماید از رفتار ما نیز بدست بیاورد !!

ناگفته نماند كه این مطالب به معنی تضعیف تبری و تولی هرگز نمی باشد چرا كه تبری نه تنها با وحدت منافات ندارد بلكه باعث استحكام آن و مۆید آن نیز می باشد چرا كه تبری به معنی بیزاری جستن از دشمنان اهل بیت علیهم السلام است یا همان اظهار برائت می باشد كه بارزترین مصداق دشمنان اهل بیت علیهم السلام در دنیای امروز امریكای جهانخوار و صهیونسم خبیث می باشند كه حتی بسیاری از مسلمین غیر شیعه نیز امروز آن را انجام می دهند و تبری از دشمنان تاریخی اهل بیت علیهم السلام نیز مستلزم اسم بردن از آنان نیست كه دارای توابعی خواهد بود بلكه در این مورد نیز باید به سیره خود اهل بیت علیهم السلام تأسی نماییم كه از اسم بردن به همراه توهین از مقدسات سایر فرق و مذاهب خودداری می كردند و در واقع در این مورد به دستور قرآن عمل می نمودند كه می فرماید :

« ولاتسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم » (7) .

به بتها ناسزا مگویید تا این كه بت پرستان از روی جهالت به خدای شما ناسزا نگویند !!

و به سیره جدّ بزرگوارشان امیرالمۆمنین علیه السلام تأسی می نمودند كه در نهج البلاغه از ایشان نقل شده كه در هنگام دشنام اصحابشان به معاویه و یاران وی، فرمودند :

« إنی أكره لكم أن تكونوا سبّابین » (8) .

من برای شما نمی پسندم كه اهل ناسزا گویی باشید !

پی نوشت ها :

1-كافی ج2 كتاب العشره حدیث 5 .

2- تحف العقول ص488 .

3- كافی ج3 ص380 .

4- آل عمران / 103 .

5- روم / 32 .

6- نساء / 94 .

7- انعام / 108 .

8- نهج البلاغه ، طبع عبده ، ج6 ص186 .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 بهمن 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی

اگر چه درهای رحمت الهی همواره به سوی بندگانی که صادقانه و مخلصانه او را می‌خوانند، باز است و همیشه می‌شود  با تلاوت قرآن با خدا ارتباط برقرار کرد، امّا امامان معصوم به بعضی از زمان‌ها و اوقات عنایت بیشتری داشته‌اند. و کسب ثواب و فیض بیشتر را در آن مواقع خاص یادآوری کرده‌اند

 

 

در ابتدا و انتهای روز قرائت کدام سوره‌ها مستحب است؟


پاسخ :

قرآن مهم‌ترین حجّت خداوند بر بندگان و ترنّم آوای ایمان در گوش جان انسان‌هاست. انس با قرآن و تلاوت آن اثرات ثمربخش بر زندگی انسان دارد. به طوری که در گفتار معصومین ـ علیهم السّلام ـ و آیات قرآن به قرائت و تلاوت بسیار توصیه شده است. «و رتّل القرآن ترتیلاً» [1] و «فاقروا ما تیسّر من القرآن» [2]

 

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ خطاب به ابوذر فرمود: «بر تو باد تلاوت قرآن و بسیار یاد خدا کردن، زیرا موجب بلند آوازگی تو در آسمان و نورانیت تو در زمین است.»[3] حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «هر کس با تلاوت قرآن انس بگیرد دوری دوستان او را هراسان نکند.» [4]

 

استحباب سوره های مختلف در زمانهای گوناگون:

اگر چه درهای رحمت الهی همواره به سوی بندگانی که صادقانه و مخلصانه او را می‌خوانند، باز است و همیشه می‌شود با تلاوت قرآن با خدا ارتباط برقرار کرد، امّا امامان معصوم به بعضی از زمان‌ها و اوقات عنایت بیشتری داشته‌اند. و کسب ثواب و فیض بیشتر را در آن مواقع خاص یادآوری کرده‌اند. از جمله این اوقات می‌توان به ماه مبارک رمضان، شب‌های قدر، روز عرفه، روزهای عید فطر، قربان، غدیر، شب‌های جمعه و... اشاره کرد.

 

همان طور که گفته شد، تأکید معصومین ـ علیهم السّلام ـ انس گرفتن و همنشینی با زلال وحی است. لکن برخی از سوره‌ها برای قرائت در نمازهای واجب و نافله، برخی در اواخر شب، دسته‌ای دیگر به هنگام طلوع فجر و قسم دیگر در تمام ساعات شبانه روز توصیه شده است.

 

سوره فرقان: در روایت آمده است که حضرت ابی الحسن ـ علیه السّلام ـ به اسحق بن عمار فرمود: قرائت سوره فرقان را رها مکن، به درستی که هر کس هر شب این سوره را بخواند خداوند او را ابداً عذاب نمی‌فرماید و از او حساب نمی‌کشد

 

سوره‌های مناسب انتهای شب

سوره انعام: از ابن عباس روایت شده است که هر کس سوره‌ی انعام را هر شب بخواند، روز قیامت از ایمن شدگان می‌باشد و روی آتش به چشم خود نمی‌بیند.[5]

 

سوره یوسف: هر کس سوره‌ یوسف را هر شب بخواند، خداوند عزوجل او را محشور فرماید، در حالی که جمال او مانند جمال یوسف باشد و فزع روز قیامت به او اصابت نمی‌کند.[6]

 

سوره اسراء: شیخ صدوق از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت نموده که ایشان فرموده‌اند: هر کس در هر شب جمعه سوره اسراء را بخواند نمی‌میرد تا آنکه حضرت قائم ـ علیه السّلام ـ را درک نماید و از اصحاب آن حضرت باشد.[7]

 

سوره کهف: هر کس هر شب جمعه سوره کهف بخواند نمی‌میرد، مگر شهید و خداوند او را با شهدا مبعوث می‌فرماید.[8]

 

سوره فرقان: در روایت آمده است که حضرت ابی الحسن ـ علیه السّلام ـ به اسحق بن عمار فرمود: قرائت سوره فرقان را رها مکن، به درستی که هر کس هر شب این سوره را بخواند خداوند او را ابداً عذاب نمی‌فرماید و از او حساب نمی‌کشد.[9]

 

سوره لقمان: شیخ صدوق از امام باقر ـ علیه السّلام ـ روایت نموده: هر کس سوره لقمان را هر شب بخواند خداوند ملائکه‌ای را موکل می‌فرماید تا او را در آن شب از ابلیس و لشکریانش حفظ نماید تا آنکه صبح نماید.[10]

 

سوره سجده: حسین بن ابی العلاء، از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت نموده که فرموده‌اند: هر کس در هر شب جمعه سوره سجده بخواند، خداوند کتاب او را به دست راستش می‌دهد و او را از آنچه در آن بوده محاسبه نمی‌فرماید.[11]

 

سوره ذاریات: داوود بن فرقد از مولایمان امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت نموده کسی که سوره ذاریات را در شب بخواند خداوند معیشت او را اصلاح کند و روزی واسع بر او آورده و نور برای او در قبرش قرار دهد.[12]

 

سوره حجرات: حسین بن ابی العلاء از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت نموده که فرموده‌اند: کسی که سوره حجرات در هر شب بخواند از زوار حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌باشد.[13]

 

سوره واقعه: از زید شحّام روایت شده است که امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر کس در هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند محشور می شود در حالی که چهره‌اش چون ماه شب چهارده تابان باشد.[14]

 

یس: از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت است که فرمود: به درستی برای هر چیزی قلبی می‌باشد و قلب قرآن «یس» است. پس کسی که در هنگام روز (اول روز) سوره یس را بخواند، در آن روز از محفوظین و مرزوقین خواهد بود

 

سوره مؤمن: از ابی الصّباح کنانی روایت شده است: امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر کس در هر شب سوره مؤمن را قرائت کند، خداوند گناهان گذشته‌ی او را و آنچه در جوانی مرتکب شده و آنچه در پیری همه را بیامرزد، و کلمه تقوی و خداترسی را ملازم و همدم او گرداند، و آخرتش را بهتر از دنیایش قرار دهد.[15]

 

سوره‌های مناسب ابتدای روز

توحید: از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ روایت شده است کسی که در عقب نماز صبح یازده مرتبه سوره قل هو الله احد بخواند، در آن روز گناهی او را اصابت نمی‌کند. اگر چه شیطان (برای اجبار نمودن او به گناه) خود را خوار نماید.[16]

 

علق: سلیمان بن خالد از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت نموده کسی که در روز «اقرا باسم ربک» بخواند و سپس در آن روز از دنیا برود شهید از دنیا می‌رود.[17]

 

انسان: عمرو بن جبیر عزرمی از پدرش از امام باقر ـ علیه السّلام ـ روایت نموده که فرمودند: هر کس سوره «هل اتی علی الانسان» را در هر صبح پنجشنبه بخواند خداوند او را از حور العین تزویج می‌کند.[18]

 

حشر: از حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت شده است که فرمودند: هر کس هنگام صبح سه مرتبه بگوید «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» و سه آیه آخر سوره حشر را بخواند خداوند هفتاد هزار ملک را موکل می‌فرماید، برای او دعا نمایند.[19]

 

یس: از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت است که فرمود: به درستی برای هر چیزی قلبی می‌باشد و قلب قرآن «یس» است. پس کسی که در هنگام روز (اول روز) سوره یس را بخواند، در آن روز از محفوظین و مرزوقین خواهد بود.[20]





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 7 بهمن 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد. فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند، عرض کردم: بفرمایید. اظهار داشتند:

« بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد، ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده، شب زنده داری کرده باشد. و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.

 

ای علی! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.

ای علی! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار  دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر  و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.

ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.

ای علی! خدمت به همسر کفاره ( پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حور العین و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.

ای علی! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد»

جالبه نه؟ به نظر شما چرا امروزه به این گونه عبادت ها کمتر توجه می شه؟چرا یک آقا ترجیح می ده هزار رکعت نماز بخونه اما یک دقیقه به همسرش کمک نکنه؟

این امر جز بی اطلاعی از امور شرعی و حقوق و سلوک با همدیگر و یا تکبر فکر نمی کنم علت دیگری داشته باشه.

بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102 به نقل از رساله حقوق امام سجاد شرح نراقی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 24 دی 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی

حرم مطهرحرم مطهر یا مشهد الرضا قدیمی ترین بخش اماكن متبركه آستان قدس رضوی است. قسمتهای مختلف بنا و تزئینات داخل حرم در طول قرون گذشته به دلایلی بازسازی و مرمت شده است. اما پایه های اصلی بنا، همان پایه های اولیه است.
ضریح مطهر  اولین ضریح در عهد صفویه بر روی قبر مطهر نصب شد. و تا آن زمان تنها صندوقی بر روی قبر قرار داشت و ضریح كنونی چهارمین ضریح از جنس طلا و نقره میباشد. و در سال 1338 شمسی بر روی مرقد مطهر نصب شده است.
گنبدطلابر فراز بنای اصلی حرم مطهر و در مركز مجموعه اماكن مقدسه قرار گرفته، ساختار آن دو پوشه و به قولی تاریخ اولین طلاكاری بر روی آن در عهد صفویه صورت گرفته و در اثر حوادث مختلف چندین بار بازسازی شده است.
مناره ها
قدیم :قدیمی ترین مناره طلاكاری شده موجود در اماكن متبركه، مناره بالای ایوان طلای صحن انقلاب (عتیق) است كه در شمال غربی گنبد مطهر واقع شده و از بناهای عهد صفوی است و به قرینه آن مناره دیگری بر فراز ایوان عباسی (ایوان شمالی) در عهد افشاریه احداث شده است. این دو مناره در اثر حوادث تاریخی بارها آسیب دیده و چندین بار مرمت شده است.
جدید:
دو مناره طلاكاری شده صحن جمهوری جدید الاحداث و مربوط به دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است.  علاوه بر مناره های یاد شده دو گلدسته بزرگ كاشی كاری شده در دو طرف بخش شمالی گنبد ایوان مقصوره در مسجد گوهرشاد، و دو گلدسته كوچك كاشی كاری شده بر فراز بناهای بخش جنوبی صحن جمهوری احداث شده است.
نقاره خانه بنای آن در دو طبقه با نمای بیرونی كاشیكاری شده بر فراز ایوان شرقی صحن انقلاب قرار گرفته كه بنای قبلی آن در یك طبقه و از حلب و چوب احداث شده بود. مطابق رسم معمول از زمان صفویه روزی 2 نوبت، قبل از طلوع و غروب خورشید. در همه ایام بجز ایام سوگواری، نقاره خوانی انجام میشد و نقاره چیان در یك گروه 12 نفری به كار خود ادامه میدادند و در حال حاضر یك گروه 7 نفری در همه ایام قبل از طلوع و غروب خورشید و در ماه مبارك رمضان قبل از اذان صبح و در اعیاد مذهبی و اعلام شفا، مراسم نقاره زنی انجام میشود.
سقاخانه
این مكان در وسط صحن انقلاب واقع شده و یكی از مهمترین آثار تاریخی اماكن متبركه به شمار میآید. و چون بنای اولیه آن توسط شخصی به نام اسماعیل طلایی احداث شده به این نام نیز مشهور است و در سال 1345 شمسی پس از چند بار مرمت، تخریب و به شكل كنونی بازسازی و طلاكاری شده است.
ساعتها  دو ساعت شماطه ای بر بدنه دو شبه مناره بر فراز ایوان غربی صحن انقلاب و ایوان جنوبی صحن آزادی نصب شده است كه قدمت اولین ساعت به عهد صفویه یا مظفرالدین شاه بر میگردد. كه همان ساعت موجود در صحن آزادی است.
رواقهادر مجموع 22 رواق قدیمی و جدید در آماكن متبركه وجود دارد كه عبارتند از:
رواق شیخ بهایی:در جنوب شرقی حرم مطهر واقع شده و به دلیل وجود مقبره شیخ بهایی در آن به این نام شهرت یافته است.رواق دار الحفاظ :  در جنوب حرم مطهر و بین روضه منوره و مسجد گوهرشاد واقع شده است.
رواق گنبد حاتم خانی:در شرق حرم مطهر و در غرب دارالسعادة و پایین پای مبارك واقع شده است.
رواق دارالسیادة:در غرب حرم مطهر واقع شده و در ضلع شرقی آن بین دارالسیادة و مسجد بالاسر پنجره ای مشبك از نقره وجود دارد و از آنجا ضریح مقدس نمایان است.
رواق دار الفیض:در جنوب روضه منوره و پشت سر مبارك قرار دارد، از شرق به رواق گنبد الله وردیخان و از غرب به دار الشكر محدود است.
رواق دار السعادة:در شرق حرم مطهر واقع شده و از سمت غرب بر پایین پای مبارك با رواق حاتم خانی و از شرق به ایوان طلای صحن نو و از شمال به رواق دارالضیافة و از جنوب به رواق دار السرور محدود است.
رواق دارالشكر :در شمال مسجد بالاسر و در مجاورت دارالفیض واقع شده و از شمال به ایوان طلای صحن انقلاب و از غرب به دارالشرف و از شرق به دار الفیض محدود می شود.
رواق توحید خانه:در شمال حرم مطهر و بین دارالفیض و صحن انقلاب قرار گرفته و از شرق به رواق الله وردیخان و از غرب به ایوان صحن انقلاب راه دارد.
رواق دارالسلام‌:در جنوب حرم مطهر و در شرق و موازات دراالحفاظ قرار دارد و در ضلع شرقی با دارالسرور و از طرف غرب با رواق گنبد حاتم خانی مرتبط است.
رواق دارالعزة:در جنوب شرقی حرم مطهر، بین رواق دارالسلام و دارالذكر واقع شده و از شمال به دارالسرور مرتبط است.
رواق دارالسرور:در جنوب دارالسعادة و شمال دارالذكر واقع است و از جنوب به دار العزة و دارالذكر و از شرق به طرف صحن آزادی و از غرب به دار السلام راه دارد.
رواق دار الذكر:در جنوب شرقی حرم مطهر و در غرب صحن آزادی واقع است و از شرق به حجره های صحن نو و از جنوب به دارالزهد راه دارد و در ضلع غربی با دارالعزة و در ضلع شمالی با دار السرور مرتبط است.
رواق دارالزهد:در جنوب شرقی حرم مطهر و در شمال صحن امام و متصل به آن است و از مشرق با رواق شیخ بهایی و از شمال با دارالذكر و از ضلع جنوبی با صحن امام خمینی و از ضلع غربی با راهرو تالار تشریفات مرتبط است.
رواق دارالعبادة:آخرین رواق در جنوب شرقی حرم مطهر است و در شرق رواق شیخ بهایی قرار دارد و از طرف جنوب و شرق با صحن امام و از ضلع شمالی با صحن آزادی مرتبط است.
رواق گنبد الله وردیخان:در شمال شرقی حرم مطهر و رواق گنبد حاتم خانی، و در شرق رواق توحیدخانه واقع است و از شمال به صحن انقلاب و از شرق به دارالضیافة و از جنوب به دارالسعادة راه دارد.
رواق دارالضیافة:در حد فاصل صحن انقلاب و آزادی و رواق گنبد الله وردیخان است و از جنوب به دارالسعادة اتصال دارد.
رواق دارالشرف:در شمال غربی حرم مطهر و شمال دارالسیادة واقع است و با ایوان طلای صحن انقلاب و رواق جدید دارالولایة و دارالشكر مرتبط است.
رواق دارالولایة:در غرب روضه منوره واقع شده و از شمال به صحن انقلاب و قسمتی از بست شیخ طوسی و از شرق به رواقهای دارالشرف و دارالاخلاص و دارالسیادة و از جنوب به مدرسه دو در و پریزاد و از غرب به صحن جمهوری اسلامی محدود است و بزرگترین رواق حرم مطهر و جدید الاحداث میباشد.
رواق دارالاخلاص:در غرب حرم مطهر و مقابل بالاسر و در حد فاصل سه رواق دارالسیادة و دارالشرف و دارالولایة واقع شده است.
رواق دارالهدایة:در جنوب غربی حرم مطهر و در شمال رواق دارالرحمة و بین مدرسه در و صحن جمهوری واقع شده است.
رواق دار الرحمة:در جنوب دارالهدایة است و از شرق با بست شیخ بهایی و از غرب با صحن جمهوری مرتبط است.
این مسجد كوچك یكی از بناهای قدیمی اماكن متبركه رضوی است و در ناحیه غرب حرم مطهر واقع شده و از ضلع غربی با یك پنجره فولادی به دار السیادة متصل است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 22 دی 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی

ارتباط با خداوند مهمترین اصل در زندگی ما انسان­ها می­باشد و سایر شئون زندگی در صورتی ارزش و اعتبار پیدا می­کنند که مقدمه­ای برای برقراری ارتباط خالصانه با خدای یکتا باشند. اگر تشکیل خانواده، کاری ارزشمند است به خاطر آن است که این بنیان می­تواند انسان­ها را به آرامشی برساند تا در پرتو آن به عبادت خدای یکتا بپردازد و ارتباطی عاشقانه با خالق عالم هستی برقرار نماید.

اگر زندگی مشترک زناشویی بر اساس اصل خدامحوری بنا شود، این زندگی مقدمه­ی مبارکی برای تقرب به درگاه الهی و نیل به بالاترین درجات انسانی خواهد بود.

محوریت زندگی بر اساس معارف توحیدی و تقرب به درگاه الهی، در قرآن کریم هم مورد توجه قرار گرفته؛ تا جایی که قرآن کریم می­فرماید: «خود و خانواده­ی خویشتن را از آتشی که هیزم آن انسان­ها و سنگ­ها هستند، حفظ کنید؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة».[1] زن و شوهر، علاوه بر آن که مسئول دین و ایمان خود هستند، مسئول دین و ایمان یکدیگر هم می­باشند.

پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: «رحمت خداوند بر آن مردی که نیمه­ی شب برخیزد و نماز بخواند! سپس خانواده­اش را بیدار کند و آن­ها نیز نماز بخوانند. رحمت خداوند بر آن زنی که نیمه­ی شب برخیزد و نماز بگذارد! سپس شوهرش را بیدار کند و او نیز نماز بخواند».[2] لازم به ذکر است که این روایت به معنای اجبار اهل خانه در اقامه­ی نماز شب نیست. پیام اصلی این روایت تشویق اهل خانه به برقراری ارتباط و خلوت با خدای یکتا و انجام برخی از مستحبات در حد توان و ظرفیت است. معنای روایت این است که خانواده­ی خود را تشویق به نماز شب کنید و اگر دوست داشتند نماز شب بخوانند، آن­ها را بیدار کنید تا آن­ها هم از این توفیق بزرگ بی­بهره نمانند. البته در این صورت هم نباید هیچ اجباری در کار باشد.    

تشویق خانواده به شرکت در مجالس اهل بیت (علیهم­السلام) و نیز شرکت مستمر در نماز جماعت مسجد از بهترین کارهایی است که موجب باز شدن درهای رحمت الهی، و ضامن رستگاری و آرامش خانوادگی باشد.   

اگر مبنای زندگی ما بر اساس معارف توحیدی و اصل خدامحوری باشد، مشکلات خانوادگی از زندگی رخت برمی­بندد و یا این­که نهایتا به حداقل مشکلات تنزّل می­یابد. امیرالمؤمنین (علیه­السلام) در روایت زیبایی می­فرماید: «کسی که آن­چه را میان او و خداوند است اصلاح کند، خداوند هم آن­چه را میان او و مردم است اصلاح فرماید. هر کس کار آخرتش را به اصلاح آورد، خداوند کار دنیایش را اصلاح کند؛  مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ  اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ  أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ».[3] بسیاری از مشکلاتی که در مواجهه با دیگران داریم، به دلیل ضعف رابطه با خدای یکتا است. ارتباط خالصانه با خدای یکتا موجب می­شود تا ملائکه­ی رحمت الهی بر ما و خانواده­ی ما نازل شوند و آرامش و سکون را به ما اهدا نمایند. در قرآن کریم چنین آمده است: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ به یقین کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده شده است[4]

در مشاوره­ها با مشکلات و معضلات متعددی روبروی هستیم که درمان واقعی بسیاری از آن­ها در برقراری ارتباط با خالق هستی است. هر چند علت بروز برخی از مشکلات خانوادگی را باید در ناآگاهی از اصول زندگی زناشویی و برخی علل دیگر جستجو کرد؛ اما به جرأت می­توان گفت مهمترین علت در بروز مشکلات خانوادگی (مخصوصا خانواده­هایی که تا پیش از این زندگی خوب و آرامی داشته­اند) گناه و معصیت خاصی است که یکی از آن­ها انجام داده است. به عبارت دیگر، دست رحمت خدای متعال در زندگی، و نزول ملائکه­ی رحمت، موجب می­شود تا زن و شوهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر داشته باشند. از طرفی گناه و معصیت موجب می­شود تا رحمت الهی از زندگی دور شود و به تبع آن زمینه­ی اختلاف و نگرانی در میان خانواده فراهم گردد. وقتی ملائکه­ی رحمت الهی از زندگی انسان دور شدند، باب مشکلات مختلفی به روی انسان و به تبع به روی خانواده­ باز می­­شود و بنیان خانواده را مورد تهدید قرار می­دهد. بنابراین «اصل خدامحوری» نه تنها مهمترین اصل در زندگی انسان، بلکه مهمترین اصل در برقراری آرامش و ثبات در کانون خانواده است.

 پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: «قسم به کسی که جان محمد در دست اوست، رابطه­ی دو نفر که با یکدیگر انس و الفت پیدا کرده­اند، به هم نمی­خورد، مگر به خاطر گناهی که یکی از آن­ها انجام داده­اند».[5]





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 16 دی 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی

عبدالكریم پاكنیا
روز 24 ذى الحجه یكى از زیباترین خاطرات را در فرهنگ شیعه به یاد مى آورد؛ روزى كه امیرمؤمنان على علیه السلام با ایثار انگشتر خویش در حال نماز به یك نیازمند، گوى سبقت را از مسلمانان حاضر در مسجد ربود و شایسته تجلیل و تقدیر حضرت حق قرار گرفت و به دریافت مدال آیه ولایت از سوى پیك وحى مفتخر گردید.


عبداللّه بن عباس ماجرا را این گونه روایت كرده است:

روزى در كنار چاه زمزم نشسته بودم و براى مردم از پیامبر صلى الله علیه و آله حدیث نقل مى كردم. در آن حال، ابوذر غفارى به نزد ما آمد و با صداى رسایى گفت: اى مردم! من از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه فرمود: «عَلِىٌّ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَقاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخُذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ؛ على علیه السلام رهبر نیكوكاران است و كشنده كافران. هر كس او را یارى كند، یارى خواهد شد و هر كس به او اهانت كند، خوار خواهد گشت.»
آن گاه ابوذر سخنانش را چنین ادامه داد: اى مردم! روزى از روزها با رسول خدا صلى الله علیه و آله در مسجد نماز ظهر را خواندم. بعد از نماز، نیازمندى بلند شد و از مردم یارى خواست، كسى به او چیزى نداد. او دستانش را به سوى آسمان بلند كرد و عرضه داشت: خدایا! تو خود گواه باش در مسجد رسول اللّه صلى الله علیه و آله از مسلمانان یارى خواستم، امّا كسى به من پاسخ مثبت نداد. در این موقع، على علیه السلام در گوشه اى از مسجد در حالِ ركوعِ نماز بود كه با انگشت كوچكِ دست خود كه انگشترى در آن بود به سائل اشاره كرد و سائل نزدیك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. رسول خدا صلى الله علیه و آله كه در حال نماز شاهد این ماجرا بود، وقتى نمازش را تمام كرد، رو به سوى آسمان نمود و عرضه داشت: خداوندا! برادرم موسى از تو درخواست نمود كه: پروردگارا! به من سعه صدر عنایت كن و كارهایم را سهل و آسان نما و گره از زبانم بگشا و سخنانم را روان و راحت گردان! و همچنین موسى علیه السلام تقاضا كرد كه: خدایا! برادرم هارون را وزیر و یاور من قرار بده! و به وسیله برادرم مرا نیرومند گردان و او را در كارهایم شریك فرما!
آن گاه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: خداوندا! من نیز محمد پیامبر و برگزیده تو هستم. خدایا! از تو درخواست مى كنم كه سینه ام را گشاده گردانى و كارهایم را آسان كنى و از میان خانواده ام، على را به عنوان وزیر و پشتیبان من قرار دهى!
ابوذر در ادامه گفت: هنوز دعاى پیامبر صلى الله علیه و آله تمام نشده بود كه حضرت جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد! بخوان! پیامبر صلى الله علیه و آله پرسید: چه بخوانم؟ گفت بخوان: «اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللّه ُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ ءامَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» «همانا رهبر و سرپرست شما خداست و رسول او و كسانى كه ایمان آورده اند؛ آنان كه نماز اقامه مى كنند و در حال ركوع زكات مى پردازند.»
این روایت را گذشته از منابع شیعه بسیارى از اهل تسنن نیز نقل كرده اند و آیه شریفه را درباره امیرمؤمنان على علیه السلام مى دانند. علامه فرزانه مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین در كتاب ارزشمند المراجعات مى نویسد: صاحب كنزالعمال نزول این آیه در مورد خاتم بخشى على علیه السلام را به اتفاق مفسران نسبت مى دهد و بر این باور است كه در این زمینه كسى به غیر از على علیه السلام مورد نزول این آیه نیست. علامه سید شرف الدین ادامه مى دهد كه این اجماعِ تفسیرى را به غیر از صاحب كنزالعمال، عده اى دیگر از دانشمندان اهل سنت نقل كرده اند كه از جمله آنها امام قوشجى در بحث امامت شرح تجرید است.
سید شرف الدین در توضیح سخن مى گوید: اگر این حقیقت (نزول آیه ولایت در شأن على علیه السلام ) یك مسئله بدیهى و روشن نبود، ما به نقل تمام اقوال و آراء در این زمینه اقدام مى كردیم؛ امّا به لطف الهى در این سخن شك و تردیدى نیست و خوشبختانه تمام دانشمندان مسلمان به آن اعتراف دارند.
براى تكمیل و روشن شدن بیشتر اذهان، ما فقط به نقل یك روایت از طریق اهل تسنن اكتفا مى كنیم:
حاكم حسكانى از اساتید علم حدیث و از دانشمندان برجسته حنفى مذهب در قرن پنجم در كتاب «شواهد التنزیل»، با نقل روایتى از عبداللّه بن عباس، ماجراى خاتم بخشى على علیه السلام را این گونه گزارش كرده است: آن روز بلال براى نماز اذان گفت. با شنیدن صداى اذان، رسول خدا صلى الله علیه و آله از منزل بیرون آمد. مردم در مسجد مشغول نماز بودند؛ بعضى ایستاده، برخى در حال ركوع، و عده اى دیگر در حال سجده بودند. در این هنگام، فقیر بى چاره اى در مسجد مى گردید و از مردم درخواست كمك مى كرد. پیامبر صلى الله علیه و آله با دیدن این صحنه او را صدا كرد و با او چنین گفتگو نمود:
- آیا كسى چیزى به تو داده است؟
- بلى!
- چه چیزى به تو داده اند؟
- یك انگشتر نقره اى.
- چه كسى آن را به تو داد؟
- آن مردى كه ایستاده و نماز مى خواند.
پیامبر هنگامى كه با اشاره سائل به فرد مورد نظر نگاه كرد، متوجه شد كه او على بن ابى طالب علیه السلام مى باشد. دوباره پرسید:
- او در چه حالى انگشتر را به تو بخشید؟
- او در حال ركوع آن را به من داد.
در این هنگام، پیامبر این آیه شریفه را تلاوت كرد: «اِنَّما وَلیُّكُمُ اللّه ُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ ءامَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ»
علامه شیخ عبدالحسین امینى شصت و شش نفر از دانشمندان اهل حدیث و استوانه هاى روایى اهل سنت را با نام و نشانى دقیق كتابهایشان فهرست كرده و متن حدیثى را كه حاوى انطباق آیه مذكور با شخص على علیه السلام است از انس بن مالك نقل مى كند و در آخر مى افزاید: «مضمون این حدیث در این كتابها موجود است و همه آنها تصریح دارند كه این آیه در مورد خاتم بخشى حضرت امیرمؤمنان على علیه السلام در مسجد نبوى نازل گردیده است.»
این مسئله آن قدر معروف و مشهور مى باشد كه بسیارى از شعراى فارس و عرب در مورد آن شعرها سروده و قصیده ها گفته اند. حسان بن ثابت قصیده معروف خود را این گونه سرود و به محضر على علیه السلام تقدیم داشت:
اَبا حَسَنٍ تَفْدیكَ نَفْسى وَمُهْجَتِى وُكُلُّ بَطیى ءٍ فِى الْهُدى وَمُسارِعُ
«اى اباالحسن! جانم و قلبم فداى تو باد! و جان و دل هر كس كه در راه هدایت تند یا كند گام بر مى دارد، فدایت باد!»
اَیَذْهَبُ مَدْحى وَالْمُحِبّینَ ضائِعا وَمَا الْمَدْحُ فى ذاتِ الاِْلهِ بِضائِعٍ
«آیا مدح من و دوستانت تباه خواهد شد؟ نه، هرگز مدحى كه در راه خدا انجام شود، تباه و ضایع نمى گردد.»
فَاَنْتَ الَّذى اَعْطَیْتَ اِذْ اَنْتَ راكِعٌ فَدَتْكَ نُفُوسُ الْقَوْمِ یا خَیْرَ راكِعٍ
«تویى آن كس كه در هنگام ركوع بخشیدى! جان همه مسلمانان به فدایت اى بهترین ركوع كننده!»
بِخاتَمِكَ الْمَیْمونِ یا خَیْرَ سیِّدٍ ویا خَیْر شارٍ ثُمَّ یا خَیْرَ بائِعٍ
«انگشترى مباركت را [تو در راه خدا بخشیدى] اى بهترین آقا و اى بهترین خریدار و بهترین فروشنده.»
فَاَنْزَلَ فیكَ اللّه ُ خَیْرَ وِلایَةٍ وَبَیَّنَها فى مُحْكَماتِ الشَّرائِعِ
«خداوند متعال نیز در حق تو بهترین [آیه را كه] آیه ولایت [است[ فرستاد و در محكمات شرائع آن را بیان نمود.»
آخرین حكم الهى
امام باقر علیه السلام در این زمینه مى فرماید: «خداى متعال طبق آیه ولایت [انّما ولیكم اللّه ...] اطاعت از رهبرى و سرپرستى اولوالامر را بر مردم واجب ساخت. مسلمانان متوجه نشدند كه مقصود از ولایت چیست؟ خداوند [در روز غدیر] به پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله امر كرد كه ولایت را براى مردم تفسیر كند؛ همچنان كه نماز و روزه و زكات و حج را برایشان توضیح داده است؛ امّا رسول خدا صلى الله علیه و آله مدتها صبر كرد؛ زیرا آن حضرت همانند سایر واجبات نمى توانست مسئله ولایت و جانشینى خویش را به مردم اعلان كند و مى ترسید اگر مسئله رهبرى و ریاست بر مسلمانان را مطرح نماید، مردم سخن او را نپذیرند و از دین برگردند. به همین جهت، دلتنگ شد و به حضرت پروردگار عرض حال نمود.
خداوند متعال به پیامبر وحى كرد كه: «اى رسول ما! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، بر مردم ابلاغ كن و اگر این پیام را نرسانى، رسالت خود را انجام نداده اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى كند.»پیامبر صلى الله علیه و آله با نزول این آیه، با كمال اطمینان مسلمانان را گرد آورد و در روز غدیر خم به اعلان ولایت و رهبرى على علیه السلام اقدام نمود و تأكید كرد كه حاضرین به غائبین اطلاع دهند.»
امام باقر علیه السلام در ادامه فرمود: «واجبات خدا یكى پس از دیگرى نازل مى شد و مسئله ولایت آخرین آنها بود كه بعد از اعلان ولایت، آیه اكمال دین نازل گردید. و خداوند متعال فرمود: با این پیام دیگر واجبى را بر شما نازل نخواهم كرد؛ زیرا واجبات شریعت اسلام با مسئله ولایت كامل شد.»
پاسخ یك شبهه
گاهى مى پرسند: از سویى مشهور است كه على علیه السلام در حال نماز آن چنان غرق در عبادت مى شد كه وقتى در یكى از جنگها به پایش تیر رفته بود و از شدت درد و ناراحتى جسمى، امكان جرّاحى و بیرون كشیدن آن نبود، گفتند: آن را در حال نماز از بدن مباركش خارج كنید؛ چون او در حال عبادت آن چنان مشغول راز و نیاز با پروردگار خویش است كه احساس درد نخواهد كرد. و از سویى امام در حال نماز انگشتر به سائل مى دهد و این نشانگر توجه به اطراف و دیگران است. آیا این دو حال، در نماز با هم سازگارى دارد یا نه؟
علاوه بر اینكه برخى از محققین در صحت حكایت اول تردید دارند، در پاسخ این پرسش جوابهاى متعددى گفته شده كه ما به چند مورد اشاره مى كنیم:
اول: مشتاقان حضرت حق و تشنگان كوثر معرفت در حالات عرفانى و مناجات با معشوق و معبود خویش، آن چنان از فیض حضور و لقاى یار و مشاهده تجلیات دلدار سرمست مى شوند كه تمام دردها و رنجهاى خویشتن را به عنوان لذت بخش ترین جرعه هاى حیات بخش معنوى سر مى كشند.
آنان در آن حال، نه اینكه دردها و رنجهاى جسمى خویش را احساس نمى كنند و بى اختیار احساس خود را از دست مى دهند، بلكه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا نیست، برمى گردانند. به عبارت دیگر، لذت حضور و شوق وصال آن چنان آنان را به وجد و شعف مى آورد كه رنجها و دردهاى شخصى تحت الشعاع آن قرار مى گیرد و در پرتو فضاى معنوىِ دركِ حضور محو مى شوند و از شوق اینكه رضایت حق را به دست آورده اند، تمام ناملایمات در منظر آنان زیبا و دوست داشتنى جلوه مى كند و آواى «ما رَأَیْتُ اِلاّ جَمیلاً» سر مى دهند؛ حتى آنان تحمل مصائب را اولین منزل عشق مى دانند و بر این باورند كه: ترك مال و ترك جان و ترك سر در طریق عشق اول منزل است
چنان كه درباره بعضى از یاران امام حسین علیه السلام در روایات آمده است كه «لایَجِدُونَ اَلَمَ مَسِّ الْحَدیدِ؛ آنان درد برخورد نیزه ها و شمشیرهاى آهنین را احساس نمى كردند.» نه اینكه آنان تیرها و شمشیرها و نیزه ها را نمى دیدند یا توجه نداشتند، بلكه درد و رنج آنها در مقابل شوق شهادت و كسب رضاى پروردگار متعال هیچ بود.
بنابراین، در حالى كه یاران و مریدانِ آنان چنان هستند، پس خود ایشان چگونه خواهند بود. بى تردید مقام اولیاء الهى به مراتب بالاتر از اینهاست. اگر در یك زمان على علیه السلام هنگام نماز متوجه درد پاى خود نمى شود، عملى كاملاً درست و خداپسندانه مى باشد؛ چرا كه معناى مناجات عاشقانه و عبادت عارفانه همین است و اگر در زمانى دیگر، در هنگام نماز صداى سائل او را متوجه خود مى سازد و او با از خودگذشتگى و ایثار مال در راه رضاى خداوند، نیاز یك انسان بى چاره را برطرف مى كند، باز هم عملى كاملاً منطقى و خداپسندانه مى باشد. على علیه السلام در هر دو مورد از خود گذشتگى و ایثار نموده است؛ آنجا از جان خویش و اینجا از مال خویش. و در هر دو حال، مشغول عبادت مخلصانه بوده است و نتیجه هر دو عمل یكى است و آن كسب رضاى پروردگار و خالق جهان هستى مى باشد.
تكمیل عبادت:
دوم: این ایراد را مى توان ناشى از یك غفلت دانست و آن اینكه شنیدن صداى سائل و كمك به او، پرداختن به غیر خدا و توجه به خویشتن یا امور دنیوى نیست، بلكه آن هم در واقع، توجه به خدا و در جهت اخلاص مى باشد. على علیه السلام گر چه در حال نماز، غرق در عبادت الهى بود و با حضور قلب و توجه كامل با خداوند مناجات مى نمود، امّا قلب پاك او در برابر فریاد استمداد و استغاثه و آه و ناله مستمندان و بى چارگان جامعه حساس بود و قلب او در مقابل نداى محرومان و براى گره گشایى از كار آنان مى تپید.توجّه او به سائل نه تنها در جهت غیرحق نبود، بلكه دقیقا در راستاى اخلاص و توجه به مبدأ هستى و پروردگار خویش بود. او با پاسخ به كمك خواهى و نداى مظلومانه یك فقیر كه آه و ناله اش از دردهاى جانكاه وى خبر مى داد، عبادت خویش را با اطاعت دیگرى در آمیخته و با هر دو عمل خویش، در جهت رضاى الهى قدم برداشته، ثواب عبادت خویش را مضاعف گردانید. و به همین علت هم بود كه عمل زیبا و خداپسندانه او مورد ستایش وحیانى قرار گرفت؛ چرا كه او عبادتى را مكمّل عبادت دیگر قرار داد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 15 دی 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی

آقای رهبری! خداوند اجابت دعا را زیر قبه جدم حسین(ع) قرار داده است، به زیارتش برو و پیغام مرا به او برسان. بگو یا امام حسین(ع)! فرزندت برای من دعا کرده و شما آمین بگویید.

کتاب طوبای کربلا به بیان عنایات امام حسین علیه‌السلام به اولیای خداوند پرداخته است که ماجرای «شفا یافتن به برکت اهل بیت(ع)» برای بهره معنوی عاشقان حسینی در ادامه ذکر می‌شود:
سید‌عبدالرسول، خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع) نقل می‌کند: مرحوم حاج عبدالرسول رسالت شیرازی از تهران خبر داد که آقای ناصر رهبری برای زیارت مشرف می‌شود، از ایشان پذیرایی شود. پس از چند روز خبر دادند که زوار ایرانی سراغ تو را می‌گیرند.
وقتی رفتم، یک آقا و یک خانم بودند. خانم از ماشین پیاده شد و آهسته به من فهماند که ایشان آقای رهبری، شوهر من است. مدتی است که استخوان فقرات او خشک شده و پزشکان از بهبودی وضعیت او اظهار ناامیدی کرده، اطبای بیمارستان لندن هم نتوانسته‌اند او را مداوا کنند و او به همین زودی می‌میرد. اکنون به قصد شفا به اینجا آمده‌ایم. او به تنهایی نمی‌تواند حرکت کند. دو نفر زیر بغل او را گرفتند و به منزل آوردند، سینه و پشت او را به وسیله فنرهای آهنی بسته بودند. بعد از چند قدمی که برداشت، چشمش به گنبد مطهر افتاد و پرسید: این آقا «حسین» است یا «قمر ‌بنی هاشم»؟!
گفتم: قمر‌بنی هاشم است. با دل شکسته و چشم گریان عرض کرد:

آقا! من آبرویی نزد حسین(ع) ندارم، شما از برادرت بخواه که ایشان از خدا بخواهد اگر عمر من تمام است همین جا زیر سایه شما بمیرم و اگر از عمرم چیزی باقی است با این حالت بر نگردم که دشمن شاد شوم و مرا شفا دهد. پسر کوچک او که تقریبا هشت سال داشت همراهش بود، با گریه و زاری می‌گفت: ای قمر بنی‌هاشم! زود است که من یتیم شوم. من در مجلس عزای شما خدمت کرده‌ام، استکان‌ها را جمع می‌کردم. پدرم را شفا دهید.

مرد گفت: مرا ببرید حرم شریف را زیارت کنم. گفتم: با این حالت نمی‌شود؛ اما قبول نکرد و با همان حالت او را به حرم بردیم. چهار ساعت در راه بودیم. با کمال سختی به منزل رسیدیم و او را روی تخت خواباندیم. طوری بود که نمی‌توانست حرکت کند، باید او را حرکت می‌دادند. فردایش اصرار کرد مرا به نجف ببرید. او را با سختی به نجف اشرف بردیم؛ ولی نشد که وارد حرم شود. از همان بیرون زیارت کرد، سپس او را به کربلا برگرداندیم و اصرار کرد مرا به کاظمین و سامرا ببرید.

گفتم: تلف می‌شود! گفت: می‌خواهم قبل از مرگم این مشاهده را زیارت کرده باشم. بالاخره او را فرستادم. خانمش هنگام برگشت نقل کرد: راننده پس از خارج شدن از سامرا پرسید: آیا مایل هستید امامزاده سید محمد فرزند حضرت هادی(ع) را زیارت کنید؟ آقای رهبری گفت: بله! حضرت سید محمد را نیز با کمال سختی زیارت کردیم.

هنگام برگشتن یک نفر عرب که عمامه سبز داشت جلوی ماشین ما را گرفت و به عربی با راننده سخن گفت و راننده جوابش را داد. آقای رهبری پرسید: آقا! سید چه می‌گوید؟ راننده گفت: می‌گوید من را سوار کن. و من گفتم: ماشین دربست برای شماست و اجازه ندارم. آقای رهبری گفت: آقا را سوار کن. وقتی سوار شد سلام کرد و کنار راننده نشست.

آقای رهبری در راه ناله می‌کرد و می‌گفت: یا صاحب‌الزمان(ع)! سید فرمود: نزدیک بیا. گفتم: نمی‌تواند، بالاخره کمی نزدیک شد و سید دست خود را بر ستون فقرات او کشید و فرمود: اگر خدا بخواهد شفا می‌یابی. از فرمایش سید، امیدی در ما پیدا شد. گفتم: آقا! برای شما نذر می‌کنیم.

فرمود: خوب است. گفتم: اسم شما چیست؟ فرمود: سید‌عبدالله، آقای رهبری پرسید: محل سکونت شما کجا است تا به وسیله پست برای شما بفرستم؟

فرمود: به وسیله پست به ما نمی‌رسد، شما هر چه برای ما نذر کردید نگه دارید. موقعی که خواست پیاده شود فرمود: آقای رهبری! امشب شب جمعه است و خداوند اجابت دعا را زیر قبه جدم حسین(ع) و شفا را نیز در تربت او قرار داده است، امشب خود به زیارت او برو و پیغام مرا به او برسان.

گفتم: هر چه می‌فرمایید می‌رسانم. فرمود: بگو یا امام حسین(ع)! فرزندت برای من دعا کرده و شما آمین بگویید. آن سید بزرگوار رفت و من به خود آمدم که این آقا که بود؟ به راننده گفتم: ببین از کدام سمت رفت، او را پیدا کن. وقتی راننده نگاه کرد اثری از آن بزرگوار نبود. آقا سید‌عبدالرسول در همان شب او را به حرم امام حسین(ع) برد و او مکرر عرض می‌کرد: آقا! یک آمین از تو می‌خواهم، فرزندت چنین گفته است.

حالش طوری بود که هر کس نزدیک او بود منقلب می‌شد. پس او را به منزل آوردیم و چون سختی مسافرت در او اثر کرده بود حالش بدتر از قبل بود پیش از اذان خوابیده بودم.

خادمه منزل با کوبیدن در حجره‌ام مرا صدا زد، گفتم: چه خبر است؟ گفت: بیا تماشا کن که آقای رهبری نماز می‌خواند. تعجب کردم، دیدم ایشان روی سجاده ایستاده و مشغول خواندن نماز است. جریان را از خانمش پرسیدم، گفت: او مرا هنگام سحر صدا زد، بلند شدم، گفت: آب بیاور می خواهم وضو بگیرم. گفتم: ناراحت هستی، نمی‌توانی، گفت: حضرت امام حسین(ع) در خواب به من فرمود: «خدا تو را شفا داده است، برخیز نماز بخوان». آنگاه آب آوردم و او به کسانی برخاست و وضو گرفت. گفتم: نشسته بخوان، گفت: چون امام فرموده، پس می‌توانم، فنرهای آهنی سینه و پشت مرا باز کن.

بالاخره با اصرارش آنها را باز کردم، سپس مشغول نماز شد. وارد حجره شدم و او را بغل کردم. هر دو گریه کردیم و حمد خدای را به جا آوردیم، چند نفر از بستگان ایشان آمدند و با کمال عافیت به سوریه مشرف شدند، سپس به تهران برگشتند و تاکنون چندین مرتبه به زیارت کربلا و یک مرتبه به حج مشرف شده‌اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 10 دی 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی
9 دی یعنی اینکه هر وقت مردم به عنوان صاحبان اصلی این نظام و کشور احساس کنند، که کسانی قصد ضربه زدن به مقدسات و آرمانهای اونها و انقلابشون رو داره با حرکت سیل آسا همه خس و خاشاک تو مسیر پیشرفت کشور رو نابود خواهند کرد، حالا تو این وسط مهم نیست که چه کسی و دارای چه سابقه ی باشه.
9 دی یعنی اینکه مردم افق خودشون رو زمینه سازی ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف قرار دادن و هر کسی که قصد داشته باشه که افقی غیر از این رو به اونها تحمیل کنه، حتی اگه پاره جگر خودش باشه  در طوفان ایمان ملت ایران غرق خواهد شد، چنانچه پسر نوح در طوفان الهی غرق شد.
9 دی یعنی اینکه ملت ایران زیر بار حرف زور نمیره و با تمام مستکبرین عالم در مبارزه ای تمام نشدنی حاضره جانش رو فدای نایب برحق ولی خدا کنه، تا خدای ناکرده غبار غمی بر چهره مبارکشون نشینه.
9 دی یعنی اینکه مردم و جوون های عزیزشون هر طوری شده الگوی پیشرفت اسلامی رو محقق می کنن، 9 دی یعنی اینکه مردم یه روزی دستهای تا مرفق آلوده به فسادهای اقتصادی و امنیتی رو ولو اینکه وابسته به اشخاص و جناح های سیاسی باشه به دست عدالت می سپارد.
9 دی یعنی اینکه مردم پای انقلابشون ایستادن و اجازه نمی دن دوباره کسانی با زبان بازی و سیاست زدگی مسیر توسعه زدگی را به جای پیشرفت اسلامی به عنوان مسیر درست معرفی کنند.
به پیامک های رسیده توجه کنید؛
ترسیم ره امام؛ یعنی 9 دی                                بر زخم دل التیام؛ یعنی 9 دی
ما منتقمان روز عاشورائیم                                  مختار! ببین ! قیام، یعنی 9 دی
------------------
قضیه ی امان نامه شمر برای عباس ثابت کرد، عباس هم که باشی، دشمن برای جدا کردن تو از ولایت طمع می کند. 9 دی روز طنین فریاد لبیک یا خامنه ای گرامی باد.
-------------------
کشتیم فتنه را 9 دی، ناز شستمان                    دشمن مگر به خواب ببیند شکستمان
بر شانه هایمان علم یا حسین بود                      عکس امام خامنه ای بود دستمان
----------------------

حماسه و یوم الله 9 دی بر همه مردم ایران مبارک باد
منتظر پیامکهای زیبای شما درباره 9 دی هستیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 9 دی 1391 :: نویسنده : حسین بازرگانی


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حسین بازرگانی
نویسندگان
آمار وبلاگ

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی